سیدعلی میرفتاح را از زمانی در دهه هفتاد که سه شنبه ها در به در به دنبال هفته نامه مهر می گشتم تا در یکی از کیوسک های مطبوعاتی یک نسخه از آن را پیدا کنم، شناختم.
آن روزها میرفتاح توانسته بود در سایه نشریه ای که متعلق به حوزه هنری و به مدیرمسئولی حاجی زم بود، عده ای از نویسندگان و هنرمندان معروف و گاهی ناشناخته اما خوش ذوق را دور هم جمع کند و هر هفته چند صفحه رنگی را به کیوسک ها بفرستد که همه صفحاتش از اول تا آخر خواندنی بود.
میرفتاح در این سال ها تجارب زیادی کسب کرد و نشریات مختلفی را آزمود اما هیچ کدام از آنها به خاطر اینکه پشتوانه مالی محکمی نداشتند و یا به علل دیگر، نتوانستند دوام پیدا کنند.
چند روز پیش بی آنکه بدانم میرفتاح کتاب هفته نگاه پنجشنبه را منتشر می کند، طرح جلد جذاب و تورقی کوتاه، مجابم کرد تا ۲۰۰۰تومان بدهم و یکی از آنها را بخرم. نام میرفتاح به عنوان سردبیر برایم جالب بود و بعد که مطالب را خواندم، فهمیدم انتخاب درستی داشته ام.
دیروز، شماره جدید (ششم) این هفته نامه را صبح اول وقت گرفتم و خواندنش را در راه رفتن به کوه آغاز کردم و نگاهم تثبیت شد که با یک نشریه خواندنی روبرو هستم.
اینکه میرفتاح چه خط و خطوطی دارد و احیانا برخی موضع گیری هایش را نمی پسندیم، به جای خود، اما باید به این مهم اعتراف کنم که میرفتاح، حرفه ای به نام «سردبیر»ی را بلد است و این یعنی یک نقطه عطف برای یک رسانه.
«سردبیری» حرفه ای است غیر از خبرنگاری و خبرآوری و زدوبند و چیزهایی مثل این. سردبیری یعنی سردبیری ولاغیر. چیزی که در رسانه های اصولگرا کمبودش به خوبی حس می شود. تا جایی که متاسفانه می بینیم بزرگترین خبرگزاری ها و روزنامه های کشور فاقد عنصری به نام سردبیر و البته با توانایی های یک سردبیر است.
از همه اینها گذشته، توصیه می کنم خواندن کتاب هفته نگاه پنجشنبه را از دست ندهید. البته با نگاهی باز برای تشخیص خوب از بد.
برای تهیه تلفنی و یا اشتراک این نشریه کافی است با سامانه ارائه محصولات فرهنگی (سام) ۲۰ ۸۸۵۵۷۰۱۶ تماس بگیرید و آن را بدون دریافت هزینه در محل کار و یا منزل تحویل بگیرید.

در میانه عکس، مثلثی دیده می شود که دریاچه ای طبیعی است که آب آن از چشمه های بالادست تامین می شود. برخی از دوستان در کنار این دریاچه باصفا ماندند و با ما به کوهنوردی نیامدند.

این هم نمایی کلی از ارتفاعات قوچ است که در شمال آن محدوده شهر دماوند دیده می شود.

وقتی حدود دو ساعت از پیاده روی و کوهنوردی می گذشت در جایی نشستیم و کمی چای آویشن و کمی آجیل شور خوردیم. خیلی مزه داد. جایی در دامنه ارتفاعات قوچ که سبزه هایش بیشتر از جاهای دیگری بود.
به قصد دیدن دریا دل به جاده چالوس زدم اما بیلبوردهای جشنواره لاله ها که هر ساله در نیمه دوم اردیبهشت در بخش آسارا برپا می شود، نظرم را تغییر داد.
حدود ۵۰ کیلومتری جاده چالوس و بعد از بخش آسارا، پس از یک تونل کوچک، قطعه زمینی وجود دارد با یک خانه در میان آن. گویا متعلق به برادران غلامی است که زمین نسبتا بزرگشان را پر از ۶۰ نوع پیازچه های لاله کرده و چهارده سال است که جشنواره لاله ها را با کمک فرمانداری کرج و اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری برگزار می کنند.

در محدوده روستای گرماب که مزرعه گل های لاله چشم ها را به خود جلب می کند، دو سوی جاده مملو بود از اتومبیل هایی بود که برای شرکت در مراسم افتتاحیه آمده بودند.

لاله های سرخ و زرد با لاله های ارغوانی و سفید، چشم هر بیننده ای را خیره کرده بود که رگبار بهاری هم لطافت هوا را صدچندان کرد.
جشنواره لاله ها در جاده چالوس در نیمه دوم اردیبهشت ماه هر سال آغاز به کار می کند و ابتکاری است از برادران غلامی و ساکنان روستای گرماب که اینگونه، هموطنان را با یک جاذبه طبیعی به سمت این روستا بکشانند.

اما چند نکته:
پیازچه گل لاله را می شود سالها نگهداری کرد تا هر سال در بهار، گل بدهد اما نگهداری از آن کار ساده ای نیست.
هر چه زودتر به دیدن لاله ها بروید، قیمت لاله ها ارزان تر است. من امروز توانستم ۱۰۰ شاخه لاله را به ۱۶۰۰۰ تومان خریداری کنم اما این قیمت تا سه برابر هم افزایش پیدا می کند.
متاسفانه مسجد روستا فعال نیست و برای نماز مجبورید یا به زیرانداز خودتان اکتفا کنید و یا به نمازخانه رستورانی که در کنار روستا و در حاشیه جاده قرار دارد بروید.
با برنامه ریزی می شود به سادگی یک تور یک روزه برای این جشنواره به راه انداخت و در کنار آن از روستای تکیه سپهسالار که در آن امامزاده باصفایی هم وجود دارد، دیدن کرد.
لینک در خبرگزاری فارس (+)
و من مطمئنم که به فرج آباد نخواهی آمد...
علی می ماند و حوضش در خانه مرتضی!
حالا امروز دفتر یکی از آقایان نامه داده که:
1- گرچه در متن خبر اسمی از حضرت آیتالله ... به میان نیامده ولیکن با قراین ابلغ از تصریح ایشان مورد تعریض قرار گرفته است.
2-نامهای (با شرایط مذکور) جهت استحضار معظمله (!) عنوانی که معمولا برای حضرت آقا به کار برده می شود به دفتر تا کنون واصل نگردیده است چه رسد به آنکه توسط ایشان برگشت خورده باشد، دیگر آنکه در ثبت مراجعات و مراسلات عناوین و القاب لحاظ نمیگردد.
3- تحلیل عنوان شده در مطلب فوقالذکر کذب محض و اهانت به امام جمعه منسوب به مقام معظم رهبری است.
گاهی وقت ها چه زیبا همه چیز عیان می شود...
می گویی: “قبلت”
و آنگاه امید شیطان ناامید می شود. به همین سادگی...
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟!
