تبليغاتX
یادداشتهای میثم رشیدی مهرآبادی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ابراهیم جباری، فرمانده سپاه علی‌بن ابیطالب(ع)  گفت: پیش از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و زمانی که خاتمی به شهر اهواز سفر کرده بود، منافقان در صدد ترور وی و اسطوره‌سازی و مظلوم‌نمایی فتنه سبز برآمدند.  آنها در هواپیمای اهواز ـ تهران که خاتمی و هیات همراه او در آن جای داشتند، بمبگذاری کردند و قرار بود که نیم ساعت پس از پرواز آن بمب در هوا منفجر شده و اینگونه دشمنان به اهداف شوم خود دست یابند. اما خاتمی که حدود نیم ساعت زودتر به فرودگاه رسیده بود از سوی سرگروه تیم مطلع شد که هواپیمایی زودتر از موعد مقرر قصد پرواز به سمت تهران را داشته و اتفاقا در جلوی هواپیما نیز جای خالی وجود دارد، از این رو تصمیم به پرواز با آن هواپیما را گرفت. 


 پس از نجات خاتمی از مهلکه‌ای که به ظاهر دوستان او برایش ترتیب داده بودند، مهماندار هواپیمای بمبگذاری شده در حالی که حدود یک ربع از پرواز هواپیما از فرودگاه اهواز گذشته بود، یادداشتی را در گوشه‌ای از هواپیما پیدا کرده بود که نسبت به بمبگذاری در دستشویی هواپیما هشدار داده بود. پس از مطلع شدن خلبان و مسوول امنیت پرواز از این جریان، آنها با توکل به خداوند تصمیم به بازگشت به فرودگاه گرفته و پاسدار فداکار امنیتی با گرفتن بمب در آغوش جان خود را برای محافظت از مسافران در طبق اخلاص قرار می‌دهد. هنگامی که هواپیما به سلامت به فرودگاه می‌رسد، همان مسوول امنیتی به سرعت بمب را از هواپیما خارج کرده و به سمت فضای باز منتقل می‌کند.  پس از آنکه آن پاسدار بمب را در فضای باز رها می‌کند در هنگام بازگشت وي، آن بمب منفجر شده و موج انفجار او را زخمی می‌کند.  پاسداران انقلاب اسلامی اینگونه از جان مردم در برابر خطرات محافظت می‌کنند اما منافقان کوردل تصور می‌کنند با کشتن افرادی مثل ندا آقاسلطان می‌توانند نظام اسلامی را به ترور متهم کنند.

+ نگاشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 14:57 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
امروز ويژه نامه سرو روزنامه جوان كه با موضوع انقلاب آماده كرديم، به همراه روزنامه توزيع شده. اگه ۱۰۰تومن ته جيبتون بود و خريديدش، خوشحال مي شم كه نظراتتون رو بدونم...

مصاحبه مبارز ارمني، اينفوگرافي موزه عبرت، گزارش تصويري صفحه آخر و گفتگو با زوج مبارز مهدی غیوران و طاهره سجادی از دستتون نره...

ويژه نامه سرو-انقلاب

 لينك پي دي اف صفحات رو هم اينجا(+) ببینید...

+ نگاشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 7:10 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
آقای یامین پور مجری برنامه دیروز امروز فردا اعتراض می کند گه چرا کسی به برنامه اش نمی آید. خوب معلوم است که برخی عملکردهای نادرست صدا و سیما حتی نیروهای ارزشی را سرخورده کرده. اساسا برنامه های مناسبتی تلویزیون و گاهی رادیو توسط کسانی برنامه ریزی می شود که نسبتی کامل و حتی مشخص با آن مناسبت ندارند. آنوقت با کمال تعجب می بینی که برنامه خانواده شبکه یک خانم فروز رجایی فر را به عنوان مبارز انقلابی دعوت کرده و ایشان هم به خاطر صداقتشان می گویند که برای ادامه تحصیل در آن روزهای آتش و خون به آمریکا سفر کردند. شاید تهیه کننده محترم سیمای خانواده در دفتر تلفنش، شماره های همه موافقین نظام را یکجا نوشته و برای همین اشتباها پای ثابت ۱۳ آبان را برای ۱۲ بهمن دعوت کرده!

این را به این خاطر نوشتم که امسال بعد از فاصله ای چند ساله ویژه نامه ای برای انقلاب جمع آوری و در روزنامه جوان منتشر کردم و باز هم با چهره های جدید آشنا شدم. واقعا انقلاب و دفاع مقدس اقیانوسی است که هر چه مروارید  از آن برداریم باز هم تمام نمی شود. 

یکی اش نوریک درگئورگیان که مبارزی ارمنی است و حتی تندیس ملی ایثار را هم به خاطر دوران زندان سیاسی اش از بنیاد شهید دریافت کرده. و البته صدها نفر دیگر که متاسفانه تلویزیون سراغشان نمی رود...

نوریک درگئورگیان حالا هم مثل قبل از انقلاب در زیرزمینی کم نور زندگی می کند و افتخار دارد که برای ایران مبارزه کرده و بارها زیر شکنجه های ساواک استخوان هایش شکسته و خرد شده. حالا هم از انقلاب هیچ چیز نمی خواهد جز احترام به مبارزاتش و اینکه قدرش دانسته شود. می گفت: ما که در انقلاب به هیچ جایی نرسیدیم. فقط اخیرا وزارت کشاورزی من را به عنوان چغندر نمونه معرفی کرده!!!

+ نگاشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 7:49 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

خنده ات پایدار باد ای امید قلب مستضعفین... ما را چه می شود که اینگونه هجمه دشمنان به تو را می بینیم و زنده ایم... جانمان نثارت ای فرزند خلف فاطمه و علی (علیهم السلام)... خنده ات همیشگی باد!

+ نگاشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 8:51 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
 

این تصویر دو نفری است که به جرم محاربه اعدام شدند. شاید خدا از سر تقصیراتشان بگذرد... کاش بقیه شان هم زودتر اعدام شوند تا از غفران الهی بی بهره نمانند.

+ نگاشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 7:8 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش
 این مطلب را كه بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است دوستی كه به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه كرده كه همه زوج‌ها این نامه را چندین بار و نه به‌تنهایی كه با هم و در كنار یكدیگر ‌ بخوانند. برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌كنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌كنیم.

 همسفر!

در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم

و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا

مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد

مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم

یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را

و یك شیوه نگاه كردن را

مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.

هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است

عزیز من!

دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.

عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .

من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.

عزیز من!

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.

بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .

اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .

سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.

بیا بحث كنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم..

بیا كلنجار برویم .

اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.

بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.

من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.

بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .

عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

+ نگاشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 20:22 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
«غریبه» نوشته:

بهای جان های شما چیزی جز بهشت نیست.پس آن را به کمتر از آن نفروشید...
مراقب خودت و روحت باش...

نمیداند که میدانم او، از هر آشنایی نزدیکتر بوده و هست...


در حاشیه:

مراسم تجديد ميثاق اهالي فرهنگ و هنر با آرمانهاي امام راحل با حضور حسيني وزير ارشاد

نمی دانم چرا عادت نزدیکی به آقای وزیر از سر آقای مشاور نمی افتد. تا کی باید هر از چندگاهی در عکسها زیارتش کنیم و داغمان تازه شود... چه داغی گذاشته است این آقا بر پیشانی فرهنگ و هنر...

+ نگاشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 7:50 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
از آشنایان کروبی بود. می گفت در یکی از سفرهای تبلیغاتی انتخابات نهم ریاست جمهوزی به پشتم زد و گفت: هاشمی (رفسنجانی) خودش رو خراب کرد. اما من راه و چاه رو بلد بودم. اون رفت در کشورهای اروپایی رستوران های زنجیره ای زد ولی من تا تونستم بیمارستان ساختم. همه هم میدونن که نیت من خیر بوده و هدفم سلامت اروپایی ها(!!!!)

کارش گیر بود و الا دوست داشت بپرسه همین بیمارستانها رو چرا برای کشور خودمون نساختی؟... چند وقت که گذشت تصمیم گرفت بره و پناهنده کانادا بشه. میگفت من در ایران از همه چیز راضی ام ولی دنبال یه خورده احترامم که پیدا نمیشه. حاضرم در کشور غربت هر هزینه ای بدم ولی یه مقدار احترام داشته باشم... جوانک از همراهی با خاتمی و سایرآقایون اصلاح طلب هم خاطرات و خطرات زیادی به یاد داشت... گفت به محض خروجم از کشور، کتاب خاطراتم رو منتشر می کنم. مطمئنم خیلی فروش می کنه!

+ نگاشته شده در دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 8:7 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
۷ صبح امروز که رفتم بنزین بزنم. ماکسیمای نقره ای جلوی من بود. نوبتش که رسید آنقدر جلو رفت تا من هم بتوانم نازل را بردارم. سرم را که برگرداندم جوانی خوش سیما با قبا و عمامه پیاده شده بود و داشت کارت سوختش را وارد می کرد. سلام کردم و جوابم را با غلظت کامل از همان مخرج صحیح حروف داد. کار که تمام شد با تشکر از کارگر جایگاه، پولش را داد و رفت...

کارگر که جوانی امروزی بود با لحن خاصی گفت: این آقازاده ها که میگن همینان دیگه.آخه این طلبه جوون چطوی میتونه تو این سن و سال پشت ماکسیما بشینه؟... گفتم: فکر بد نکن. شاید ماشین دوستش باشه...

حرف من رو تایید کرد و گفت: آره. نباید فکر بد کرد اما... کارت سوختت جا نمونه. برای اینکه به ترافیک خفن صبحگاهی نخورم عجله داشتم و الا خیلی دلم می خواست وقت بود و پای حرفهاش می نشستم تا درد دل کنه. سوز عجیبی تو اون کله صبح در کلامش بود...

+ نگاشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 8:33 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دیشب که قدری زودتر ار همیشه به خانه رسیدم، مشغول دیدن فیلم موهن «سنگسار ثریا میم» شدم. همراهم به شدت گریست و اسیدهای معده من به حلقم دویدند.  

این فیلم آنقدر مزخرف بود که نوشتن درباره اش برایم سخت است ولی آنقدر بگویم که در فتنه های آخر الزمان تا این حد از دیدن یک پدیده هنری متاثر و خشمگین نشده بودم. فیلم که سراسر شعارهای بی ربط و مسخره از جامعه ایرانی است نشان می دهد که دشمنان ما تا چه حد از واقعیت های موجود در کشورمان بی اطلاعند و همین بی خبری است که آنها را برای حمله به ایران یا هر اقدام خرابکارانه در داخل نا امید می کند. البته در این چند ماه اخیر هم عوامل پلید داخلی آنها را یاری دادند تا این همه بتازند.

در هر صورت مطمئنم که اگر نویسنده و کارگردان این فیلم قدری درباره حکم اسلام درباره سنگسار تحقیق می کردند، اینگونه به دروغ پردازی نمی افتادند. البته کسی از نیت شوم آنها غافل نیست ولی لااقل تا این حد گاف نمی دادند.

نکته تاثربرانگیز دیگر این است که متاسفانه حاکمان شرع به خاطر همین تبلیغات شوم، مدتهاست که دیگر حکم سنگسار نمی دهند و به اصطلاح، آش نخورده و دهان سوخته!

اگرچه دیدن این فیلم را اصلا توصیه نمی کنم ولی باید بدانید که دیدن این فیلم بعد از خواندن کامل احکام سنگسار می تواند برای آقایان به تنهایی فیلم مفیدی باشد تا هر چه بیشتر به خباثت دشمنان پی ببرند. 

+ نگاشته شده در شنبه سوم بهمن 1388ساعت 7:41 به قلم میثم رشیدی مهرآبادی |