شما میدونید
هیولا چه شکلیه؟!... یه چیزی شبیه من...!
خسته تر و داغون تر به یاد تلفن های زیر بارون برگشتم به تهرون غبارگرفته و غمزده...
بعضی وقتها فکر می کنم دیگه قلبی نمونده که خدا توش خونه داشته باشه یا نداشته باشه...
عزم سفر نداری؟!...
- چرا بیا بریم شمال...
قلب شارژی
شارژ باطری قلبش تمام شد...
شارژ باطری قلبش ۶میلیون تومن هزینه داشت...
کارمند وزارت آموزش و پرورش که اینقدر پول نداره!...
نامه درخواستش رو نوشت تا شاید فرجی بشه...
رسیدگی به نامه در جریان جابجایی ها به تاخیر افتاد...
مسئول عزیز، شنبه ۱۷ آذر به درخواستش رسیدگی کرد...
شارژ قلب مشترک مورد نظر، ۱۴ آذر تمام شده بود... الفاتحه...
یک کامنت و چند توضیح
مطالب مربوط به مهندس فرشیدی را در فضایی کاملا دلی و احساسی نوشتم و انتظار نداشتم برخی سایتهای خبری از آنها بهره برداری کنند ولی همه اش منجر به خیر شد. نظرات برخی به ظاهر معلمان را خواندم و... چرا می گویم به ظاهر معلم؟! چون هیچ نشانی از معلم بودنشان ندیدم. فقط می دانم معلمینی که من دیده ام اینگونه بی ادبانه نمی نویسند!!!

تا اینکه بالاخره کامنت آقای شیرزاد عبداللهی را خواندم که اسمی داشت و رسمی، اگرچه ممکن است در این فضای مجازی شخص دیگری به نام ایشان کامنت گذاشته باشد... اما به هر حال چون در عین بی احترامی در برخی جملات، می دانستم که قرار است پاسخ نوشته چه کسی را بدهم، ابتدا نظر ایشان را با هم می خوانیم وسپس توضیحاتی از سوی حقیر...
جناب اقای رشيدی مهر ابادی
نوشته شما را در اموزش نيوز خواندم واز روی کنجکاوی وبه عنوان يک منتقد صريح مديريت فرشيدی ومديران قبلی وزارت به وبلاگ شما سر زدم تا شايد شما را بيشتر بشناسم .اما چيزی به معلوماتم اضافه نشد.بهتر بود شمه ای از سوابق خود را در ستون کناری می گذاشتی.
به گمان من مشکل اصلی فرشيدی دوچيز بود 1- اصلادر قد وقواره وزارت ومديريت کلان حتی با معيارهای جمهوری اسلامی نبود2 - مشاورانی نظير شما در حوزه رسانه وحيدری در حوزه نيروی انسانی ومحدث در حوزه معاونين داشت که به او اگاهی کاذب می دادند. نوعی مديريت محفلی وبسته وسنتی
فرض کنيم حرف شما درست وصادقانه است واين گونه ستايش وغلو در مورد يک انسان معمولی نوعی تملق گويی ظريف وبا برنامه نيست . ايا افتادگی و تقوای خالی به کار وزارت می ايد؟ ايا هر ادم متواضعی را بايد وزير گذاشت؟ کار اصلی وزير مديريت تامين منابع مالی وتخصيص بهينه اعتبارات با نگاهی کلان وراهبردی است. من به عنوان يک فرهنگی وخبرنگارباتعقيب سخنرانی های وزيربه اين نتيجه رسيدم که فرشيدی درکی از اعداد وامار کلان ندارد.او در مسائل کلان دچار اغتشاش ذهنی وتناقض بود. اگر بخواهی نمونه می اورم .
پذيرفتن مسوليت کاری که در ان تخصص نداری بدترين نوع بی تقوايی است . حساب کن مديريت فرشيدی در 752 روز چه اندازه خسارت مادی ومعنوی به اين دستگاه زد؟ تواضع او در مقابل اين خسارتهای مادی ومعنوی وزنی ندارد.وظيفه مشاوری مثل شما هم به جای چينش بادمجان در اطراف سينی قدرت اين بود که نحوه مواجهه با خبرنگاران واطلاع رسانی درست را به او می اموختی . يادت هست که در مصاحبه مطبوعاتی اسفند ماه در حالی که ده ها پليس ضد شورش درطبقه همکف وزارتخانه مستقر بودند دستگيری وکتک خوردن معلمان را تکذيب کرد. ....محدث خراسانی تجمع کنندگان در برابر مجلس را معلم نما ناميد.... فرشيدی يکبار گفت :کارهای من در يکسال به اندازه 16 سال گذشته است.... خودش را موفق ترين وزير ناميد وبه خود نمره قبولی داد و سخنان قصار او نه از باب اهمْیت بلکه از جنبه طنز تْیتر مطبوعات می شد.... ايا ان خود ستایی ها نشانه تقوا وفروتنی است؟اينکه حتی يک يادداشت از منتقدين را در نگاه درج نمی کردند ودر عوض نگاه وزيرنامه شده بود علامت تقوا است؟ ايا قلع وقمع صدها کارشناس ومدير واوردن نيرو از سازمانها ونهادهای ديگروسپردن معاونت به شخصی که 15 سال پيش بازنشسته شده را می شود تقوا گفت؟ من خبر دارم که حيدری مشاور وزير ماهی يک ميليون و600 هزار تومان حق الزحمه می گرفث که معلمان را سکولار وبی دين خطاب کند. شما در اين يک سال چقدر حق الزحمه می گرفتی که تيتر های ستايش اميز در وصف وزير بزنی ؟ به راستی غير از ان تيتر که به لحاظ حرفه ای فاقد ارزش است در اين مدت يکسال چه می کردی؟ اينکه شش ماه بيشتر در يکجا بند نمی شوی ومنت می گذاری که يک سال در وزارتخانه مانده ای هم به تنهايی فضيلتی نيست. برخورد مريد گونه وشيفته وار امثال شما اخلاق مديران را تباه می کند.دفاع شما از ولی نعمت خود قابل درک است اما ربطی به دفاع از حقیقت ندارد.
با احترام - شيرزاد عبداللهی
و اما پاره ای توضیحات
۱- من خبرنگاری ساده ام که در حد خودم رسانه را میشناسم و توفیق همراهی با استاد فرشیدی برای چند ماه نصیبم شد. چیز بیشتری نیست تا به معلومات شما اضافه شود.
۲- کاش تعریف شما را از قد و قواره وزارت می دانستم، آنوقت میتوانستم در ای مورد هم توضیحاتی بدهم ولی نکته ای که در مورد استاد فرشیدی صدق می کرد و تاکنون در مورد وزرای دیگر سابقه نداشته اینکه معلم بود و پای تخته گچ خورده بود... این مزیتی بود که بسیاری از معلمان از آن چشم پوشی کردند. البته وقتی با یک جامعه شناس درباره این موضوع صحبت میکردم به تحقیر تاریخی معلمان اشاره کرد و گفت که اثرات تاریخی بر ذهن معلمان باعث شده است که گمان کنند نمیتوانند وزیر و وکیل شوند!
۳-آگر آگاهی کذب به ایشان دادیم که خدا ما را عفو کند و اگر این تهمتی بیش نیست که من شما را برادرانه می بخشم.
۴- در مورد موفقیت های آموزش وپرورش در زمان استاد فرشیدی به زودی آمار و ارقامی را ارائه میدهم ولی واقعیت این است که او اهل تبلیغ و بزرگنمایی کارهایش نبود و بارها من و همکاران دیگر را برای دوری اش از مصاحبه و تریبون رنجاند. تا اسفند سال گذشته که مجاب شد و نشست مطبوعاتی را پذیرفت. او به تازگی قبول کرده بود که از موفقیت های خود وهمه سیستم تحت مدیریتش بگوید که متهم به مواردی چون گفته شما شد. راست میگویید اگر اهل شلوغکاری و جنجال و تبلیغات تو خالی بود اینگونه از سوی شما تخریب نمی شد...
۵- اینکه کسی را اهل تقوا بدانی و باور داشته باشی و بنویسی گناهی ندارد ولی اگر کسی را به بی تقوایی متهم کنی، قطعا مذموم است. از خدا بترسیم و قدری ملاحظه خودمان را بکنیم...
۶- نشریه نگاه از هنگامی که توفیق سردبیری اش رفیق راه من شد، بارها و بارها مطالب انتقادی شدیدی را تجربه کرد و حتی تا مرز انتقاد برخی همکاران و شخص استاد فرشیدی نیز پیش رفت. خوشبختانه به سیستم اداری وابسته نبودم که نگران حقوق و اضافه کار باشم و حرف حق را در دهانم مز مزه کنم. با صراحت حرفم را میزدم و عقیده داشتم یکی از کارکردهای اصلی نگاه، بیان انتقادات است، البته از نوع سازنده و محترمانه اش... در مورد تهمت وزیرنامه شدن هم این توضیح کافی است که اگر یک نشریه به عنوان ارگان سازمانی، نظرات مقام عالی آن دستگاه را برای یکسان سازی حرکت مجموعه درج نکند، پس به چه درد دیگری می خورد؟! خدایا تو خود شاهد باش که چه شبها از پشت تلفن یا حضوری مجبور بودم استاد فرشیدی را مجاب کنم که درج فلان مطلبتان لازم است و فلان عکستان را به آن دلیل چاپ کرده ایم. خدایا تو خود شاهد باش که هیچگاه به خاطر کسی یا چیزی مطلبی را در نگاه نه گذاشتم و نه برداشتم...
۷- خیالتان راحت که بابت مشورت هایم ریالی پول نگرفتم. هر چه می گذشت، این اخلاق استاد بود که من را وابسته به کارم می کرد. شکر خدا در جاهای دیگری مشغول بودم و خرج زندگی بخور و نمیرم را از جای دیگری کسب می کردم. یا فیلمی می ساختم، یا مطلبی می نوشتم و یا افتخار مسافرکشی نصیبم می شد. (البته قبل از سهمیه بندی بنزین)
۸- خوشبختانه هر چه تلاش کردم، خوردن نان به نرخ روز را نیاموختم. من تا جایی که استاد فرشیدی بر مسیر حق و حقیقت بود همراهش بودم و از این به بعد هم در بر همین پاشنه می چرخد. منت کار کردن را هم بر سر کسی نمی گذارم و اتفاقا منت همه معلمان پاک نهاد را هم بر گردن دارم و شاکر همیشگی خدا که در چنین سنگر مقدسی بامداد را به نیمه شب میرسانم... شاید باورتان نشود که هر روز با نیرویی تازه تر از دیروز به ساختمان وزارت می آیم و همیشه به یاد روزی هستم که توفیق از من سلب می شود و دیگر چشمانم به جمال همکاران خوب ومعلمان عزیزم روشن نمی شود...

انتخاب اعضاي كابينه و تغيير و جابجايي در تركيب آن اگرچه از اختيارات قانوني رئيس جمهور است ولي بركناري 5 وزير و دو عضو ديگر كابينه در فاصله دو سال و چند ماه كه از عمر دولت اصولگراي آقاي دكتر احمدي نژاد مي گذرد، چندان طبيعي و منطقي به نظر نمي رسد و مي تواند به اين توهم در افكار عمومي دامن بزند كه دولت اصولگرا در اتخاذ تصميم ها و تنظيم برنامه هاي خود نسنجيده و شتابزده عمل مي كند و يا اين تصور را پديد آورد كه رياست محترم جمهوري در بهره گيري از توان و ظرفيت كساني كه با ايشان در اصول و اهداف اشتراك نظر داشته ولي در اجرا سليقه متفاوتي دارند موفق نيست و يا آنگونه كه از رئيس دولت انتظار مي رود براي تعامل با آنان صبر و حوصله به خرج نمي دهد.
تازه ترين تغيير در كابينه كه خبر آن چند هفته قبل از وقوع، دهان به دهان مي چرخيد و با تأييدها و تكذيب هاي رسمي و غيررسمي همراه بود، بركناري آقاي محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش دولت آقاي احمدي نژاد است. آقاي فرشيدي پنجمين وزير كابينه است كه از آغاز تشكيل دولت تاكنون بركنار شده است و پيش از ايشان، آقايان پرويز كاظمي وزير رفاه، ناظمي اردكاني وزير تعاون، وزيري هامانه وزير نفت و عليرضا طهماسبي وزير صنايع و معادن از وزارت بركنار شده و جاي خود را به وزراي جديد داده بودند. اين در حالي است كه زمزمه ها و خبرهاي - البته مانند موارد قبلي- تأييد نشده اي درباره تغيير يك يا دو وزير ديگر نيز بر سر زبان هاست!
با توجه به شخصيت شناخته شده دكتر احمدي نژاد، شائبه اي وجود ندارد كه اين تغييرات با انگيزه كارآمدي بيشتر كابينه و دسترسي سريع تر دولت به اهداف اعلام شده صورت پذيرفته است و از اين زاويه جرأت و شجاعت رئيس جمهور محترم قابل تقدير است، اما جاي اين سؤال نيز هست كه آيا اين تغييرات همانگونه كه آقاي احمدي نژاد تصور مي كنند، كارآمدي بيشتر كابينه را در پي داشته و دسترسي دولت به اهداف اعلام شده را سرعت مي بخشد و يا برخلاف انگيزه سالم رياست محترم جمهوري، تغيير نسبتاً گسترده وزيران در فاصله نسبتاً كوتاه -دوسال و چند ماهه- نتيجه اي معكوس به دنبال دارد؟! در اين باره اما و اگرهايي هست.
1- وزراي بركنار شده- صرفنظر از ميزان واقعي توانمندي و كارآمدي آنان- به يقين از نگاه و نظر رياست محترم جمهوري در شمار بهترين ها بوده اند چرا كه اگر چنين نبود آقاي دكتر احمدي نژاد آنها را بعنوان وزير كابينه خويش انتخاب نمي كرد، بنابراين بركناري آنان در فاصله اي نه چندان طولاني، اين تلقي را پديد مي آورد كه رئيس جمهور محترم در انتخاب اوليه آنها دقت كافي نداشته و شتابزده عمل كرده است! اگر چنين احتمالي وجود داشته باشد، احتمال ديگري نيز قابل طرح خواهد بود و آن، اين كه، از كجا معلوم، بركناري وزراي مورد اشاره ناشي از شتابزدگي و بي دقتي نبوده است؟! چرا كه در عزل و نصب هاي كم فاصله، احتمال بي دقتي و شتابزدگي قابل تصور است و تفاوتي نمي كند كه اين بي دقتي و كم توجهي در انتخاب اوليه يك عضو كابينه صورت پذيرفته باشد و يا در عزل ثانويه او.
2- گاه ممكن است در توانمندي و كارآمدي يك وزير و يا هر مسئول ديگر، كاستي ها و نواقصي ديده شود، مثلاً به جاي توانمندي صددرصد از كارآمدي 80درصد برخوردار باشد. در اين حالت نمي توان مطمئن بود جايگزيني وي با نيروي ديگري كه از توان صددرصدي برخوردار است مقرون به صرفه باشد، چرا كه در بسياري از موارد، هزينه بركناري يك مسئول- مخصوصاً يك وزير- با توان 80درصدي بارها بيشتر از سودي است كه از جايگزيني او با يك نيروي 100درصد توانمند به دست خواهد آمد. به بيان ديگر، حاصلضرب 2*2 فقط در رياضيات عدد 4 خواهد بود و در برخي از عرصه هاي ديگر از جمله مديريت، هميشه حاصلضرب 2*2، عدد 4 نيست. چرا؟!... اين نكته را برادر گرانقدرم جناب آقاي دكتر احمدي نژاد بهتر مي داند.
3- مادام كه يك وزير در اصول و اهداف با رئيس جمهور مشترك بوده و از كارآمدي قابل قبولي نيز برخوردار است، كاستي هاي احتمالي در مديريت وي مي تواند از طريق تزريق نيروهاي كارآمد با تخصص هاي مورد نياز در سطوح معاونت و يا مديركل و... جبران شود تا اولاً؛ دولت مجبور به تحمل هزينه سنگين بركناري نباشد و ثانياً؛ ريسك انتخاب وزير بعدي- با اين احتمال كه تفاوت چنداني با وزير قبلي نداشته باشد- را نپذيرد. همين جا، اشاره به اين نكته نيز ضروري است كه براساس شواهد و قرائن موجود، وزراي جايگزين شده، تفاوت چشمگير و فوق العاده اي با وزيران بركنار شده ندارند و اگر دارند، هنوز نشانه اي از اين تفاوت به چشم نمي خورد اگرچه هزينه بركناري به وضوح ديده مي شود.
4- آقاي دكتر احمدي نژاد با عزم راسخ- و آزمون شده- براي تغيير و تحول در برنامه ها و مناسبات اجرايي كشور به ميدان آمد و بايد اذعان كرد كه در انجام تحولات مثبت و چشمگير موفقيت هاي فراواني داشته و دارد. از اين زاويه مي توان گفت كه اعضاي كابينه احمدي نژاد علاوه بر مديريت امور جاري و تعريف شده وزارتخانه هاي تحت مسئوليت خويش، مسئوليت سنگين همراه كردن وزارتخانه ها با تحولات مورد نظر رئيس جمهور را نيز بر دوش دارند. بنابراين ارزيابي ميزان كارآمدي و توانمندي يك وزير در فاصله هاي كوتاه زماني بسيار دشوار و تقريباً ناممكن است و به همين علت برخي از ارزيابي ها درباره ميزان موفقيت يك وزير مي تواند نامطمئن بوده و عزل وي به زحمات اوليه او آسيب برساند و در همان حال وزير بعدي ناچار به دوباره كاري و انجام اقداماتي شود كه قبلاً از سوي وزير عزل شده انجام پذيرفته است.
5- بركناري وزيران در مقياس نامتعارف علاوه بر آن كه هزينه سياسي- رواني تغييرات در مديران تحت مسئوليت او را به دولت اصولگرا- بخوانيد جبهه اصولگرايان- تحميل مي كند، مي تواند در لايه هاي مياني وزارتخانه نيز تزلزل و بي اعتمادي درپي داشته باشد و از سوي ديگر، در عزم راسخ ساير وزيران حاضر در كابينه و معاونان و مديران تحت مسئوليت آنان خلل و آسيب جدي وارد كند. چرا كه وقتي يك وزير از ادامه وزارت خود- براي خدمت و نه حفظ قدرت- اطمينان نداشته باشد، در اجراي برنامه هاي وزارتخانه تحت مسئوليت خويش به «مدير دست به عصا»! تبديل مي شود و اين نوع مديريت نمي تواند با اهداف عالي دولت اصولگرا كه تاكنون با ابتكارات شجاعانه و انقلابي خود، تحولات چشمگير و مثال زدني فراواني آفريده است، همخواني داشته باشد.
6- اين نكته نيز گفتني است كه امروزه، دولت آقاي دكتر احمدي نژاد به دليل شايستگي هاي فراوان- و نه به طور اتفاقي و تصادفي- به عنوان الگوي اجرايي اصولگرايي در ايران و جهان شناخته مي شود و دقيقاً به همين علت، از دشمني بدخواهان فراوان بيروني و دنباله هاي كوتاه بين و بهانه جوي آنها در داخل نيز بي نصيب نيست. بنابراين برخي از اقدامات، نظير آنچه در اين نوشته آمده است مي تواند به توهم تصميم گيري هاي عجولانه و نسنجيده دولت- كه دشمنان و بدخواهان بي بهانه نيز به آن مي پردازند- دامن بزند و به جايگاه برجسته جبهه اصولگرايان كه حضور آنان در كانون هاي خدمت يك موهبت بزرگ الهي بوده و هست آسيب برساند.
7- و بالاخره، بديهي است كه اين نوشته قصد ندارد، بركناري وزيران را يكسره «منفي» و غيرقابل قبول تلقي كند، چرا كه جابه جايي وزيران و مسئولان، آنجا كه ناكارآمدي آنان اثبات شده و يا حضور افراد ديگري در همان مسئوليت ها با محاسبه هاي دقيق مفيدتر و موثرتر تشخيص داده شده باشد، نه فقط مذموم نيست كه ضرورتي اجتناب ناپذير نيز هست و شجاعت احمدي نژاد چه در ميثاق اوليه با اعضاي كابينه خود و چه ترجيح منافع ملي بر ساير گزينه ها قابل تقدير است، اما سخن آن است كه آيا در بركناري هاي انجام شده تمامي جوانب- از جمله موارد ياد شده در اين نوشته- رعايت شده است؟
(يادداشت روز کیهان- ۱۴آذر)
متن استعفای استاد فرشیدی خواندنی است...

جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
خداوند متعال را سپاسگزارم كه مدت دو سال توفيق خدمتگزاري در جايگاه وزير آموزش و پرورش را نصيب اينجانب فرمود و بحمدالله دراين مدت گامهاي بلندي در راه ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش و حركت به سوي تعليم و تربيت اسلامي برداشته شد.
ضمن تشكر از عنايات مقام معظم رهبري، توجه ويژه رياست محترم جمهوري و حمايت مجلس شوراي اسلامي در چارچوب مصالح نظام اسلامي، بدين وسيله استعفاي خود را تقديم مي دارم.
براي نظام جمهوري اسلامي ايران عزت روز افزون آرزو دارم و از همكاري يكايك فرهنگيان عزيز و اعضاي خانواده بزرگ آموزش و پرورش به خاطر همراهي صميمانه شان تشكر مي كنم.
يازدهم آذر ماه 86
خدمتگزاری فرشیدی تایید شد
خیلی وقتها نقل تقوای عملی رو پای منبرهای مختلف شنیده بودم ولی مصداقش رو در فرشیدی دیدم... توی اتاق وزیر یا توی آسانسور یا تو صف نماز جماعت یا... اخلاق و برخوردش با هیچکس عوض نمی شد. یکی از بچه های دفتر می گفت: ۱۵ سال پای درس حوزه بودم ولی هیچ وقت به این صورت معنای تقوا رو حس نکرده بودم...

استاد! حقا که تو دبیری و وزیری رو همطراز میدونستی و عاقبت در حالی استعفا داده شدی که روسفید بودی. همه میدونن که من بیشتر از ۶ماه با کسی کار نمی کنم و این اخلاق محمدی تو بود که من رو بیش از یک سال پاگیر ساختمون وزارت کرد... حالا که رفتی بذار بعد از یک سال اعتراف کنم و همه بدونن که من پسر خواهرت نبودم ولی آرزو داشتم دایی خوبی مثل تو داشته باشم. دعا می کنم تو هم مثل دوتا دایی ام به فیض شهادت نائل بشی...
برای من که برای ریاست جمهوری دورخیز کرده بودم هیچ چیز و هیچ کس بهتر از تو نمی تونست معنای بی ارزشی ریاست و منصب رو به رخم بکشه... یاد روزهای شیرین استیضاح به خیر!... چرا شیرین؟! چون هر چه در توانم بود برای رای نیاوردنش تلاش کردم و کاش حالم رو میدونستی وقتی با افتخار تیتر زدم: "خدمتگزاری فرشیدی تایید شد"...
ساده و صمیمی
امروز دهم آذر سالگرد شهادت آیت الله مدرس بود. بین نماز ظهر و عصر، امام جماعت کتابی را که در دست داشت باز کرد و شروع کرد به خواندن. اولش تعجب کردم. کتاب شهید مدرس از سری کتابهایی که انتشارات مدرسه برای نوجوانان منتشر کرده! چند دقیقه که گذشت و به جای حساس یعنی جریان به شهادت رساندن مدرس رسید، حتی آقای بهشتی هم گریه اش گرفت...
یاد صحبتهای آقا افتادم که تاکید داشتند برای روضه امام حسین(ع) لازم نیست به در و دیوار بزنیم، خواندن متن مقاتل معتبر به اندازه کافی آدم را متحول می کند...


حتی در قنوت نماز هم رها نمی کنند این مرد بزرگ خدا را...
باز هم بی عدالتی...

شرکت نفت جی همانطور که در اساسنامه آن قید شده است در سال 1382 اقدام به خرید تاسیسات تولید قیر از شرکت پالایش نفت اصفهان نموده که حدود 50 درصد تولید کشور را نیز به خود اختصاص داده است.
در اساسنامه شرکت عمده ترین هدف شرکت تامین نیاز داخلی کشور و مازاد تولید برای صادرات ذکر شده است اما هم اکنون این شرکت کاملا بلعکس عمل کرده و به دلیل 3 برابر بودن قیمت قیر صادراتی نسبت به داخلی اقدام به فروش بیش از حد قیر تولیدی خود برای صادرات نموده و در واقع تمامی تولید و عرضه کنندگان و پیمانکاران عایق های رطوبتی را در کشور با مشکل مواجه کرده است در حال حاضر بیش از 100 کارخانه تولید عایق رطوبتی با بیش از 20.000 کارمند کارگر و پیمانکار در حال حرکت به سوی بیکاری در فصلی هستند که در واقع اوج مصرف عایق های رطوبتی در کشور را در پیش رو داریم.
از طرف دیگر برخی سوء استفاده گران با سهمیه های خاص اقدام به خرید این ماده از شرکت نفت جی و فروش به کارخانه های تولید عایق نموده و این دو دلیل باعث گرانی بیش از 40 درصدی قیمت عایق رطوبتی در کشور گردیده که مطمئنا در هفته های آینده موجبات نارضایتی بسیاری از مردم و فشار به قشرهای ضعیف تر را باعث خواهد شد.
برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ خمینیسم مراجعه کنید.
آنانکه در حریم رضا آرمیده اند
کفران نعمت است كه بهشت آرزو کنند ...
