<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشتهای میثم رشیدی مهرآبادی</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/</link>
<description>حرفهای نیمه خصوصی یک مشاور رسانه ای</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 04 Nov 2009 10:33:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>13 آبان</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-356.aspx</link>
<description>امروز هر چه در خیابانهای اطراف لانه جاسوسی گشتم، اثری از یک جلبک سبز نبود که نبود...حتی میدان ۷ تیر هم خبری نبود. کریمخان هم همینطور... کلی دلم رو خوش کرده بودم که ببینمشان ولی نشد. راستی میشه یکی از اینهایی که ادعا میکنه &lt;FONT color=#ff0000&gt;بیشماریم &lt;/FONT&gt;خودش رو به من معرفی کنه؟! البته پول خونش پای خودش!!! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 289px; HEIGHT: 356px&quot; height=440 src=&quot;http://javan.ir/Images/News/Larg_Pic/13-8-1388/IMAGE633929479704375000.jpg&quot; width=289&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 10:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=356</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-356.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دل نوشته‌هايي از يك ديدار باراني با رهبر انقلاب </title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-355.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دل نوشته‌هايي از يك ديدار باراني با رهبر انقلاب &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- از 6 صبح آمده بودند؛ همان بچه‌هايي كه روزهاي عادي به اين راحتي‌ها براي رفتن به مدرسه، رختخواب گرم و نرم را رها نمي‌كنند. از همان صبح هم «باران» نم نم مي‌آمد. ساعت از 10 گذشته بود كه آخرين گروه‌هايشان توانستند به حسينيه امام خميني برسند. درست وقتي كه «آقا» صحبت‌هايش را شروع كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;CURSOR: pointer&quot; onclick=goPhoto(0); height=111 src=&quot;http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8336/A/khamenei-880812-1-000.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- ازدحام براي ديدار آقا انگار بيشتر از هميشه بود. يكي مي‌گفت به خاطر درس خارج كه صبح برگزار شده بود، نيروهاي حفاظت مجبور بودند كه دانش‌آموزان و دانشجويان را ديرتر از هميشه به حسينيه راهنمايي كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- پيشتازان سازمان دانش‌آموزي هم با آن لباس‌هاي قشنگشان آمده بودند. وسط همان ازدحام جمعيت بود كه پاي يكي‌شان داخل جوي رفت. فريادش از درد بنلد بود. يكي از پاسدارها بغلش كرد و به اورژانس برد. هنوز به در حسينيه نرسيده بوديم كه لنگان لنگان آمد. از ما هم جلو زد. فكر مي‌كرديم پايش شكسته باشد. عشق ديدار آقا درد پا را از يادش برده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- وقتي قرار است همه با هم شعر بخوانند، بدون هيچ هماهنگي قبلي، بزرگ‌ترين گروه كُردينا درست مي‌شود؛ با حداقل 6000 عضو. مي‌گفتند گنجايش حسينيه كمتر از اينهاست ولي وقتي قرار است همه به هم جا بدهند و دوستانه بنشينند، توفيق ديدار «آقا» و شنيدن كلامش، رفيق راه همه مي‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- بعضي وقت‌ها آنقدر جمعيت متراكم مي‌شود كه جا براي نفس كشيدن‌هم نيست. طبق برنامه بايد همه در چندين نوبت بازرسي بدني شوند ولي شوقي كه اين بچه‌ها دارند، خيلي بيشتر از آن چيزي است كه بشود به راحتي در يك مكان نگه‌شان داشت. اضطراب اينكه به برنامه نرسند را هم بايد به آن اضافه كنيم. اما همه رسيدند. البته بعضي بيرون حسينيه بودند ولي بلندگوها وصل شد تا كلام «آقا»‌را بشنوند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- باران هم عجب نورباران كرده اين روز زيباي آباني را. اما انگار باران چشم بچه‌ها از جاي ديگري مي‌آيد. همان جا كه بي اختيار شعار مي‌دهند و جلو مي‌روند تا شايد آقايشان را قدري از جلوتر ببينند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- راستي چكيده كلام «آقا» هم اين بود كه براي مبارزه با استكبار جهاني اول بايد انگيزه داشت و بعد از آن بصيرت. ايشان فرمودند كه جوان امروز ايراني، هر دويش را دارد؛ البته كه هر انساني هميشه به زياد كردن بصيرتش نيازمند است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 09:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=355</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-355.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتصاب عجیب رامین</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-354.aspx</link>
<description>انتصاب محمدعلی رامین برای معاونت مطبوعاتی ارشاد اگر چه به خاطر رفتن ملکیان باید خوشحالم میکرد ولی به شدت تعجب زده ام کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG class=nwstxttoppic src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8711/Images/jpg/A0608/A0608287.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یاد روزهایی افتادم که میخواست مجله امامت را منتشر کند و من همه امکانات دفترم را د راختیارش گذاشتم ولی چون این کاره نبود، نتوانست... البته این به سالهای خیلی دور برمی گردد ولی بعید میدانم او در این سالها حرکت موثر مطبوعاتی کرده باشد و من متوجه نشده باشم...مجبورم برایش آرزوی توفیق کنم... اما چشمانم به شدت می ترسد... عرصه مطبوعات کسی را می خواست که خاک تحریریه و چاپخانه را خورده باشد، البته به مقدار کافی... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این جمله هم در حکم انتصاب او بود که اگر می شود ترجمه اش را برایم بنویسید:&lt;FONT color=#ff0000&gt;مسير توفيقتان به كرامت باران رحمت ناظر مطلق، ناضر با دو مدد حضرت حق در اين وادي صعب قدمهايتان را ناصر!»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 15:01:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=354</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-354.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیم به جنبش سبز</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-353.aspx</link>
<description>کار جدید میثم خان...به نقل از جوان آنلاین...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://javan.ir/Images/News/Larg_Pic/10-8-1388/IMAGE633926685743503438.jpg&quot; target=_blank rel=lightbox&gt;&lt;IMG class=Largpic alt=&quot;&quot; src=&quot;http://javan.ir/Images/News/Smal_Pic/10-8-1388/IMAGE633926685743503438.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 04:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=353</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-353.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با تو قهر کردن کار من نیست...</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-352.aspx</link>
<description>هر چه کردم، نتوانستم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تو قهر کردن کار من نیست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی نمی دانم چرا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدت مدیدی است مرا نطلبیده ای&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کسی در گوش دلم می گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا آخر عمر هم که تو را نطلبد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لطفهای تا همین امروز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای خاکساری تو کافی است...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یاد آن پیرمرد افتادم که با مرواریدهای چشمهایش به من گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا به حال به پابوس نرفته است...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شک ندارم که او مقرب تر است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس اگر دیگر بوی سیب بخارآلود کفشداری هایت را نشنوم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و زیر برف&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بخار دهانم حایل چشمهایم با پنجره فولاد نشود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و یک بار دیگر مشهدی نشوم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باز هم «رضا» خواهم بود... رضای رضا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 302px; HEIGHT: 187px&quot; height=187 alt=&quot;ولادت با سعادت حضرت امام رضا عليه السلام&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageReports/8808061385/7_8808061385_L600.jpg&quot; width=447&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 06:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=352</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-352.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمایشگاه مطبوعات</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-351.aspx</link>
<description>این روزها در نمایشگاه مطبوعات در خدمتیم... مصلای تهران - از ساعت ۹ تا ۱۹&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://javan.ir/Nsite/PhotoFullStory/?Id=9652#&quot; target=_blank rel=lightbox&gt;&lt;IMG class=Largpic id=MainPix style=&quot;WIDTH: 331px; CURSOR: pointer; HEIGHT: 212px&quot; height=208 alt=&quot;اولين روز نمايشگاه مطبوعات در غرفه روزنامه جوان &quot; src=&quot;http://javan.ir/Images/News/Larg_Pic/29-7-1388/IMAGE633917404923593750.jpg&quot; width=474 onload=&quot;$(&apos;preloader&apos;).style.display=&apos;none&apos;;&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 06:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=351</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-351.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زلزله</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-350.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;زلزله، حواسمان را جمع کرد؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پایه‌های صندلی چرخدار آنقدر بی‌هوا تکان‌خورد که فرصت اظهارنظر هم نداد، چه رسد به اینکه بایستیم یا خودمان را در زیر چهارچوب آهنی در تحریریه پناه بدهیم. فقط نگاه‌های متعجبمان به هم دوخته شد و پرسیدیم: «شما هم احساس کردید؟»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زلزله در کسری از ثانیه می‌آید و اگر هم چند ثانیه‌ای مهمانمان شود، آنقدر هول‌انگیز هست که قدرت هرکاری را از پاهای سستمان بگیرد. فقط باید آرامشمان را برای کمک به «آسیب‌دیدگان» و «آوارماندگان» حفظ کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; زلزله خفیف دیروز که چند دقیقه بعد از زنگ اخبار ساعت 14 احساس شد، زنگ خطر خوبی بود برای ما پایتخت‌نشین‌ها که چند سالی از آخرین باری که طعم گس زلزله را زیر پاهایمان احساس کرده بودیم، می‌گذشت. گوشهایمان تیز شد و آخرین اخبار را از سایت‌های خبری پیگیری کردیم. تلفن‌هایمان وصل بود و توانستیم با یک تماس کوتاه، از سلامتی خانواده‌هایمان مطلع شویم. اوضاع رو به راه بود و چند دقیقه بعد، همه چیز به شوخی و خنده گذشت. اما امان از آن لحظه‌ای که زلزله اصلی با قدرتی بیشتر از 5 ریشتر بیاید. &lt;/P&gt;از خودمان بپرسیم که چقدر برای آن لحظه‌ای که هر لحظه امکان وقوعش وجود دارد، آماده‌ایم؟...</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 04:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=350</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-350.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جدیدترین شاهکار میثم عزیز</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-349.aspx</link>
<description>البته میثم خان درباره این طرح توضیحاتب داده اند که علاقمندان می توانند با مراجعه به &lt;A href=&quot;http://aheney.blogfa.com/&quot;&gt;دوئل &lt;/A&gt;اون رو مطالعه کنن! علی الحساب ناز قلم این دوست خوش ذوق ما... 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 342px; HEIGHT: 484px&quot; height=557 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://aheney.persiangig.com/image/nanjun.jpg&quot; width=344 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 05:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=349</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-349.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقا در چالوس</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-348.aspx</link>
<description>چند ساعت بعد از دیدار مردم با آقا در چالوس به این شهر رسیدم. هنوز هم بوی ارادت مردم و باران پاییزی به مشام می رسید. پلاکاردها و عکسهای آقا که معلوم بود بیشترش مردمی است و به خوبی می شد بنرهای دولتی را به خاطر تصنعی بودنشان از آنها تمیز داد. همه از راننده تاکسی و رستوران دار و بقال و نانوا و امام جمعه و رییس پلیس از آمدن آقا خوشحال بودند و به چالوسی بودنشان افتخار می کردند. هم به ورزشگاه رفتم و هم به محوطه ای که آقا شب را در آنجا به صبح رسانده بود. هوای چالوس انگار این روزها حال و هوای دیگری داشت. پیش از این بارها و بارها به این شهر رفته بودم ولی هیچوقت نمی توانستم آنجا را برای استقرار چند روزه ام انتخاب کنم. به غیر از این بار که...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A id=ORIGINAL_PIC href=&quot;http://www.leader.ir/media/album/original/14339_879.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG class=img2 id=PIC style=&quot;WIDTH: 362px; HEIGHT: 228px&quot; height=278 alt=&quot;دیدار مردم مؤمن و خونگرم چالوس و نوشهر&quot; src=&quot;http://www.leader.ir/media/album/news/14339_879.jpg&quot; width=445 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پی نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- یک بازنشسته از اهالی شهر به رحمت خدا رفته بود. جنازه در آمبولانس بود و مداح در ماشین جلویی با بلندگو می گفت که فلانی به رحمت خدا رفته . در راه &lt;FONT color=#ff0000&gt;گلزار یوسف رضا&lt;/FONT&gt; هر کسی از شهروندان و کسبه که صدا را می شنید، چند قدمی را پشت آمبولانس حرکت می کرد و فاتحه می داد. خانواده داغدار هم که همگی در ماشینهایشان در پشت جنازه بودند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- فرمانده منطقه انتظامی چالوس بین نماز جمعه و نماز عصر آمد که گزارشی بدهد. گزارشش طولانی شد. تا بحال اینطوری اش را ندیده بودم. جمعیت هم به نسبت کم بود با اینکه راشدی امام جمعه فهمیده و با اطلاعات صحبت می کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-رادیو دریا رستورانی دارد مشرف به دریا که غذاهایش را پیشنهاد می کنم. کمی گران است ولی ارزش دارد.غذای گل سرخ هم خوب است ولی نه به آن اندازه. خب قیمتش هم پایین تر است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- کافی نت هایشان هم سرعت خوبی دارند. حتی در مشهد هم چنین سرعتی ندیده بودم...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 02:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=348</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-348.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه گانه - شلیک کنید!</title>
<link>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-347.aspx</link>
<description>و این را هم گذاشتم تا سه گانه تکمیل بشه. دمت گرم میثم حسنی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 523px; HEIGHT: 345px&quot; height=366 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://night-skin.com/upload/images/dqet4iapt1cd0m784srt.jpg&quot; width=542 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 17:57:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=meysamrashidi&amp;postid=347</comments>
<dc:creator>meysamrashidi</dc:creator>
<guid>http://meysamrashidi.blogfa.com/post-347.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
